على ربانى گلپايگانى
197
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
ممتاز مىسازد . « 1 » در اين دو روايت و ديگر سخنانى كه از پيشوايان معصوم يا متكلمان اسلامى در مورد لزوم نبوت بيان شده است ، اصل نيازمندى بشر به هدايتهاى آسمانى مسلّم به شمار آمده است . اين نيازها دو گونهاند : نيازهاى معرفتى و نيازهاى تربيتى و اخلاقى . از يك سوى ، سرچشمههاى معرفت بشر كه عقل و شهود و احساساند ، محدوديت دارند و پاسخگوى همهى نيازهاى معرفتى انسان در مسير هدايت و رستگارى نيستند ، و از سوى ديگر ، غرايز و تمايلات انسان چه بسا او را از رسيدن به قانون عادلانه و جانبه مانع مىشوند . چنانكه سرگرمىهاى زندگى چه بسا انسان را دچار غفلت از هدف نهايى خلقت و ارزشهاى والاى انسانى مىسازد . امور ياد شده ، نياز بشر را به هدايتهاى وحيانى و رهبرىهاى آسمانى آشكار مىسازد . و از طرفي ، مقتضاى حكمت الهى اين است كه اينگونه نيازهاى مهم و بنيادين را براى بشر برآورده سازد . اگر چنين نكند ، راه عذر بر بشر گشوده است ، و حق احتجاج و اعتذار خواهد داشت . چنانكه قرآن كريم فرموده است : رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ . « 2 » قرآن كريم ، گذشته از اتمام حجت بر بشر ، اهداف ذيل را نيز به عنوان فلسفه نبوت پيامبران الهى برشمرده است .
--> ( 1 ) . اصول كافي : ج 1 ، كتاب الحجّة ، باب 1 ، روايت 1 . ( 2 ) . نساء / 165 .